تبليغاتX
حرفای دل یه دختر تنها در زندان نفرین شده - گرگ بازی....
من گمشده ام مرا مجویید

گرگ بازی....

 

همیشه در بازی گرگم به هوا از گرگ شدن فرار می کردیم و اکنون ناخواسته در تمام بازیها

 

 گرگیم بی آنکه از خودمان بترسیم.

 

نوشته شده در سه شنبه پنجم تیر 1386 ساعت 19:41 توسط گمشده تنها |